اگر یکبار دیگه فرصت داشتین
بیست ساله باشین چیکار میکردین :-؟
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
صبح مامانم میگه فاطمه امروز چهار میلیون به حسابم واریز شده. این اگر اسمش رشوه ی شرکت نفت به کارمنداش برای رای دادن به شخص خاصی نیست اسمش چیه؟ میشه یکی بیاد ما رو آتیش بزنه؟ :|
پ.ن: ما شرافتمونو به پول نمی فروشیم جناب.
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
داشتم به طور دیوانه واری به سه سال آینده فکر میکردم. اینکه میخواهم دقیقا چه غلطی کنم و قرار است کجا ایستاده باشم. یک چیزهایی توی ذهنم می آید و می رود. بعد انگار ذهنم تخته پاک کن بردارد و همه اش را پاک کند و یک سوال فنی بپرسد و برود! آن هم اینکه از کجا معلوم اصلا باشی؟! و از کجا معلوم همه چیز خراب نشود و تو بمانی و هیچ! دوباره.
* با صدای سینا حجازی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
حوصله ی - خیلی از کارهایی که تا الان انجام میدادم، آدمهایی که تا الان باهاشون در ارتباط بودم، دوستایی که دور و برم هستن و بودن، آهنگایی که گوش میدادم، جاهایی که می رفتم، آدم هایی که دوسشون داشتم - رو ندارم! روزهام به طرز زیادی شلوغن و من از این شلوغی هم فراریم.
خدایا دلم یه مسافرت چند روزه میخواد. اونم تنهایی -__-
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
بهم یه فرصت و روز خالی و خلوت بده که فقط بتونم 8 ساعت بخوابم :| دارم نفله میشم دیگه.
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
وقتی عروسک گردونشون چند وقت پیش مرده!
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی